آيت الله شهيد محمدحسين بهشتي از جمله روحانيون انقلابي بود كه نقش ويژهاي در مبارزات انقلابي پنهان، مديريت نظام اسلامي، معماري قانون اساسي و سيستم قضايي كشور و فعاليتهاي منسجم و سازمانيافتهي سياسي و... داشت. همين نقش باعث شد تا از يك سو مورد غضب دشمنان اسلام و نظام اسلامي و از سوي ديگر مورد حسادت يا تخريب برخي از شخصيتهاي داخلي (كه در ميان آنها چهرههاي موجه و شاخصي نيز وجود داشت) واقع شده و موجبات ترور شخصيت (در مرحلهي اول) و نهايتاً شهادت ايشان را فراهم آورد.
مناظرهي ديشب (اشاره به مناظرهی زندهي تلويزيوني بين دو تن از كانديداهاي دهمين دوره از انتخابات رياست جمهوري ايران؛ آقايان محمود احمدينژاد و ميرحسين موسوي) ثابت كرد كه اخلاق جايگاهي در ميان برخي از سياستمداران ما ندارد. يكي ۲۴ سال گذشته را زير سئوال برد و ديگري ۴ سال پس از آن را.
جالب آنكه تنها كساني كه متهم نشدند دولت موقت، دولت بنيصدر و دولت يك ماههي شهيد رجايي بود. (البته شايد نيازي به ذكر آن دو سال نميديدند) به هر حال اگر اين حلقه را هم تكميل ميكردند ۳۰ سال گذشته كامل ميشد!
اگر آمريكا و اسراييل ميخواستند نظام ما را تخريب كنند (آن هم از زبان خودمان) از اين بهتر نميتوانستند. به نظر من بازندهي اصلي اين مناظره نظام و برندهي اصلي دشمنان آن بودند.
اين از ابتداييترين آموزههاي ديني ماست كه بيان اتهامات ثابت نشده آن هم در مقابل ميليونها نفر دربارهي افرادي كه حضور ندارند و حتي اگر بعداً پاسخ هم بگويند ممكن است بسياري از مخاطبين برنامهي ديشب پاسخهاي آيندهي آنها را نشنوند، حرام است.
چه كسي باور ميكند که اين ادبيات تشنگي براي خدمت را ميرساند؟!
چندي پيش پاسخ پرسشي دربارهي حجاب را بر روي وبلاگ گذاشتم. هفتهي گذشته سايت «الف» لينك آن مطلب را در قسمت وبلاگهايش قرار داد و تعدادي از هموطنان عزيز پس از مطالعهي اين پرسش و پاسخ نظرات و يا اشكالات خود دربارهي آن را در قسمت نظرات وبلاگ نگاشتند. اكنون به نطرم رسيد ميتوان مجموع اين پرسش و پاسخها را به عنوان يك مطلب مستقل منتشر كرد. ابتدا پرسش و پاسخِ قبل را مجدداً نقل ميكنم و آنگاه پرسش و اشكالهاي خوانندگان و پاسخهاي آنها را جهت مطالعهي شما عرضه ميدارم.
همانطور که می دانید یکی از مهمترین انگیزههای قیام امام حسین(ع)، بحث امر به معروف و نهی از منکر بوده است و خود امام می فرماید: «اني لم اخرج اشراً و لابطراً و لامفسداً و لاظالماً انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيرة جدي و ابي» من برای ظلم و فساد، خودخواهی و اموری از این قبیل قام نکردم بلکه من قیام کردم برای اینکه در امت جدم اصلاح کنم و امر به معروف و نهی از منکر را به جای بیاورم و سیرهي جدم رسول الله(ص) و پدرم امیرالمؤمنین علی (ع) را اقامه کنم. اینکه امام هدف از قیامشان را مسألهي امر به معروف و نهی از منکر معرفی می کنند، نشان از جایگاه ویژهي امر به معروف و نهی از منکر در مکتب ما دارد.
نظر شما دربارهي اين جمله چيست؟: «شيطان وجود ندارد! شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست! درست مثل تاريكي! شيطان كلمهاي است كه بشر خلق كرده تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد! خدا شيطان را خلق نكرد! شيطان نتيجهي آن چيزي است كه وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند! مثل تاريكي كه در نبود نور ميآيد.» برخي از امور عالم، وجودي و برخي ديگر عدمي هستند. نور امري وجودي است اما تاريكي امري عدمي است. يعني در واقع چيزي به نام تاريكي در عالم موجودات، وجود ندارد و تاريكي چيزي جز عدم نور نيست. اما آيا شيطان را هم ميتوان مانند تاريكي امري عدمي دانست؟!
از اين پس هر از چند گاهي به برخي از پرسشهاي مذهبي پاسخ خواهيم گفت. همچنين تلاش داريم تا آنجا كه ممكن است پاسخ پرسشها را كوتاه و مختصر بدهيم. اينك به عنوان اولين پرسش، سئوال يكي از برادران دانشجو كه قبلاً در قسمت نظرات همين وبلاگ مطرح و پاسخ داده شده بود را انتخاب كردم.
«گفتمان مصباح» تفاوتهاي بسياري با «مصباح دوستان» دارد. كتاب اول، در عين تأثيرگذاري داراي ضعفها و نواقص متعددي بود؛ از جمله ميتوان به عدم جامعيت آن اشاره كرد. «گفتمان مصباح» هم در جامعيت و هم در سبك نگارش و نوع پردازش مطالب، تفاوتهاي بسياري با «مصباح دوستان» دارد. من در «گفتمان مصباح» سعي كردم تا در حد توان خودم تمام مباحثي كه از پيش از انقلاب تا پايان انتخابات رياست جمهوري نهم ميان آيتالله مصباح و مخالفان ايشان به صورت يك چالش مطرح شده و انعكاس گسترده مطبوعاتي داشته است را گزارش كنم و قضاوت درباره آنها را به خواننده واگذار كنم. براي رسيدن به اين هدف حدود 1100 مقاله و خبر درباره آيتالله مصباح كه در نشريات منتشر شده بود را مورد بررسي قرار دادم...